من به سرزمین دلتنگی تو تبعیدم!!...

تمام تو آغاز است، تمامی نداری!!

تو فقط آغاز میشوی..

بعد از هر خداحافظی،بعد از هر نخواستن، بعد از هرتو را به دست خدا سپردن،

تو دوباره آغاز میشوی..

و من در هر آغاز دلتنگتر

و در هر دلتنگی تبعیدی تر!

من تبعید در بازوان سرزمین دلتنگی توام..

ندا

 

خدایا؟؟؟

حواست به گریه های زیر پتوم هست؟!

یا تو هم فکر میکنی که من

خوابم؟؟!!

 

+یکم حالم گرفته...دلم هوایی شده!!

+بعضی از دلتنگی ها هیچوقت تمومی ندارن..درست لحظه ای که فکر میکنی تونستی باهاش کنار بیای دوباره دلت هوایی میشه!!

+یکم با خودم مشکل دارم،یکی میگفت واسه اینه که مهربونی میکنی ..اما چرا وقتی مهربونی میکنی جواب عکس میگیری؟!!

+ببخشید بابت غمگین بودنم.بذارید به حساب غروب جمعه!!:)

/ 57 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

ندا رمز چه پستی بود به من دادی [خرخون][خرخون][خرخون][خرخون]

سامان

برایم دعا کن اجابتش مهم نیست نیاز من به آرامشی ست که بدانم تو به یاد منی[گل][گل]

samira

سلام عزیزم[قلب]

سامان

سرد است … نیمکتی تنها در پارک نشسته است ، من تنها بر نیمکت و تو تنها در من … میبینی ؟ چه در همیم و تنها ؟[گل][گل][گل]

الهام

خو لینکشو دوباره واسم بفرس [نیشخند][نیشخند]

سامان

چون برگهای کتابی کهنه رها شده در خانه ای متروک اسیرِ دستِ باد پریشانم... پریشانم چونان موهای آرام گرفته ی زنی بر بالشی تنهاتر از خود دچار شده به بارشِ بی امانِ سرانگشتانِ مردی در حالِ سقوط که چنگ میزند به هر چه بر سرِ راه است...[گل][گل]

الهام

خدا نکشتت که این لینک اصن باز نمیشه واسم خو [شوخی][شوخی][شوخی][شوخی]