مرد باس...

سلام

باید بگم که مطلب خاصی برای پست امروزم مد نظرم نیست..اما ازونجایی که که لازم دیدم آپ جدیدی بذارم دیگه با توکل و توسل پیش میریم {#emotions_dlg.e28}تا ببینیم خدا چی میخواد..

البته یه چیزی رو از دیروز دلم خواست تو یکی از پستام بذارم که خب امروز برای خالی نبودن عریضه اینکارو میکنم!{#emotions_dlg.e53}

تو پیج فیسبوک بردارم در حال گشت و گذار بودم که اینارو دیدم و گفتم برای شمام بذارم:{#emotions_dlg.e37}

{#emotions_dlg.e37}{#emotions_dlg.e37}

مهندس سبیلو{#emotions_dlg.e28}

به این میگن مررررد{#emotions_dlg.e29}

یه ضعیفه هم بگه کنارش کارش درسته{#emotions_dlg.e22}

چقد رویایی{#emotions_dlg.e54}

از اینا زیاد بود ولی من چندتاشو گذاشتم..امیدوارم شما هم خوشتون اومده باشه.{#emotions_dlg.e37}

 

+امروز قرار بود بریم کوه..همه برنامه هامون رو چیده بودیم اما این طوفان بی وقته اومد و برنامه مون رو بهم زد{#emotions_dlg.e13}..خیلی حالم گرفته شد.کلا خورد تو ذوقم.چون واقعا منتظر این روز بودم{#emotions_dlg.e10} حالا معلوم نیست دیگه کی بقیه اوکی شن و بریم{#emotions_dlg.e35}

+این طوفانم معلوم نیست کی تموم میشه..قبض روح شدیم بس که صدای رعدو برق وباد شنیدیم{#emotions_dlg.e39}خیلی حال خودمم خوبه حالا این هوا هم برا من ادا در میاره{#emotions_dlg.e40}

+من اصولا وقتی تو مسیرم ببینم خانومی که تقریبا دیگه سنی هم ازش گذشته وسیله ای دستشه و براش سخته سعی میکنم کمک بدم .این مسئله به شکل هایی مختلفی برام پیش اومد.مثلا یه بار یه خانومی رو دیدم و کمکش کردم بعدفهمیدم تازه از تهران اومدن تو کوچه ما میشینن و بعد از اون روز هرچند وقت یکبارمیدیدمش و کمکش میکردم{#emotions_dlg.e1}.چند روز پیشم با خواهرم رفتیم خرید که تو مسیر برگشت یه خانومی رو دیدم و بهش کمک کردم{#emotions_dlg.e37}.تو راه کلی باهام حرف زد.از اینکه بعد 35 سال از تهران و اومدن و یه مدتی تو کوچه ما زندگی میکردند و...موقع خداحافظی که شد گفت متاهلی؟{#emotions_dlg.e2}گفتم نه مجردم{#emotions_dlg.e1}..یهو با خوشحالی و ذوق گفت: وااای من مدتهاست دنبال دختر خوب میگردم{#emotions_dlg.e46}..خواست خدا بود و از این حرفهااا...خودم که خنده ام گرفته بودم{#emotions_dlg.e28} اومدم خونه برای مامانم تعریف کردم و کلی خندیدم که مامانم گفت: راستی ندا اون خانومه بود که همش تو مسیر کمکش میکردی و تهرانی هستند..گفتم: خب.گفت: اونم میخواست بیاد خواستگاریت {#emotions_dlg.e31}که من جواب رد دادم..گفتم : دخترم قصد ازدواج نداره{#emotions_dlg.e37}.اونم گفته : پس قصد چی داره؟!{#emotions_dlg.e31}{#emotions_dlg.e22}

خلاصه که دوستای عزیزم خواستم بگم این یه روش امتحان شده است که جوابم داده{#emotions_dlg.e28} هرکی از تنهایی خسته شده میتونه از این متد {#emotions_dlg.e42}(کمک کردن به خانومها در کوچه و خیابان)برای یافتن همسری مناسب استفاده کنه..{#emotions_dlg.e29}

 

+ دل تنگِ  دل تنگم..بی تو دلتنگ خیلی ساده!!!

/ 58 نظر / 105 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آی سا

دلتنگتم حضورتو نیاز دارم این فاصله سزای این وابستگی نیست...

آنیتــا しѺ√乇

مدت هاست … بی آن که باشد؛ باهاش زندگی کرده ام! تلخ تر از این؟؟؟؟

آنیتــا しѺ√乇

بودنشون یه فعل لازم و استمراریه... امــــــــــــــــــــــــــا و افســــــــــــــــــــــــــوس........[افسوس]

ح.ق :)

ندایی آی ندایی تو کجایی تو کجایی؟[نیشخند]

ویدا

سلام ندای من چی شده قربونت بشم؟فردا بهت زنگ میزنم ببینم به ندای من چی شده عزیز دلم

خواهر طوفانی

حتی خودمم وقتی از کلمه ی طوفان استفاده می کنم فکر میکنم خودمم . چه برسه که دیگرانم بگن[نیشخند]

Ðαñ†ê

ما غم زدگان اهل شرابیم گر یاد رفیقان نکنیم خانه خرابیم [قلب][قلب][قلب][قلب] وای وای خدا چی بگـــــــــــــــــــــــــم؟؟؟ از بس که این وب و نویسندش توپ و باحالن![گل] شرمنده از هیجان زیاد سلام یادم رفت تقدیم خدمت ندای عزیز کنم[قلب][گل] ســــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــام خلاصه ........ نداخانوم هرچی از وبت بگم کم گفتم! یادی هم از ما بکنید![خجالت] نداجووووووووون من بازم بهت سر میزنم! [خداحافظ] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] (جان من هوای این اسفندماهی ها رو داشته باشید)[نیشخند]